درباره ما : تماس با ما : سرویس RSS : پيوندها : اخبار ويژه : صفحه اصلی - Monday, September 06, 2010
     مقالات

آپارتايد سبز
سه شنبه 22 دي 1388 - 9:41:20 AM
  بزرگنمایی:

رفتارشناسي جريان سبز بيانگر نکاتي اعجاب برانگيز از آپارتايدي است که آنها درصدد اعمال آن در ايران هستند.
اين آپارتايد سبز از چندين جهت قابل رد گيري است:

1- رفتار نظري پس از انتخابات اصلاح طلبان: رفتار اصلاح طلبان در اعتراض بي مدرک و دليل بر انتخابات و نحوه توزيع آرا مردمي نشان از وجود اين آپارتايد در رفتار نظري اصلاح طلبان و قسمت عمده اي از حاميان آنها داشت. معني رفتار اصلاح طلبان پس از انتخابات به اين معناست که چون آنها در شمال تهران و مناطق مرفه نشين شهرهاي بزرگ داراي اکثريت قريب به اتفاقي نسبت به رقيب بوده اند پس اين آراء انها داراي ارزش مافوق نسبت به ديگران بوده است و آنها مجاز هستند تا خود را محق براي اعتراضات بدانند. در اين رفتار نظري آراء دهاتي ها، پايين شهري ها و حتي قشر مذهبي، ارزش کمتري دارد و مهم کيفيت آراء مي باشد که درآراء افراد عمدتا بالاشهري و روشنفکر مآب ظهور دارد.

2- رفتار عملي در اعتراضات: رفتار عملي طرفداران سبز نيز مويد تفکر تبعض پسند آنها بوده است. سبزها هيچگاه جواب اين سوال را نداده اند که اگر انها بي شمار هستند پس چرا اعتراضات آنها تنها به تهران خلاصه شده است و چرا رفتار اعتراضي انها در شهرهاي ديگر تکرار نمي شود.از اين نظر افرادي که اينها مردم خطابشان مي کنند، تنها عده اي از تهراني ها هستند که آن هم تنها در اجتماعات عمومي دولتي و مذهبي انگل وار به جمعيت مي چسبند تا ظهوري را از خود نشان دهند. آيا تمامي مردمي که در شهرستانها و روستاها هستند مردم نيستند؟

3- برخورد دوگانه با جمعيت در خيابانها: از نظر سران گروه سبز، مردم تهران هم تنها آشوبگراني هستند که در عاشورا يا 13 آبان و16 آذر به اجتماعات مي چسبند وگرنه جمعيت عظيم مردم  در راهپيمايي اعتراض آميز عاشورائيان جماعت گرسنگان و روستائياني هستند که به زور سانديس و ساندويچ و مرخصي به خيابان آمده اند. توجه کنيد که علنا روستايي و گرسنه و پايين شهري را جزء مردم و انسانها نمي دانند اما عده اي آشوبگر را که به تحريک بي بي سي و صداي امريکا به اموال عمومي آسيب مي¬زنند و فحاشي مي کنند را مردم خداجوي و فرهيخته خطاب مي کنند که بايد به آنها توجه کرد.

4- سرکوب خاموش آزادي بيان: کافي است يکي يا چند نفر از اين جماعت در جمعي حضور داشته باشند. آنها اين حق را براي خود قائلند که از ميان يک جمع بزرگ، با پر رويي تمام نظراتشان را در بوق کرده و چنان جوي مي سازند که کسي جرات نکند با انها مخالفت کند وگرنه روستايي، گرسنه، بي سواد، سيب زميني خور و نفهم خواهد بود. حتي اگر طرف مخالفشان استاد دانشگاه هم باشد او را سهميه اي و بسيجي خطاب مي کنند و اگر جزء آنها هم نباشد در مرحله اخر طوري به او مي گويند که از شما انتظار نداشتم اينطور فکر کنيد که طرف احساس خجالت شديدي کرده و ديگر چنين حرفي را نزند.
در هر صورت اين افراد در جمع مثلا 30 نفره يک کلاس شايد 10 درصد باشند اما جو را طوري نشان مي دهند که فقط آنها حرف زده و ديگران سکوت کنند. اينها هيچگاه به اين فکر نمي کنند که اکثريت مردم ساکت در جمع يک کلاس يا اتوبوس يا خيابان، چرا ساکت هستند؟ و آيا سکوتشان به معني تاييد حرف آنهاست؟

5- تبعيض در محکوميت کشته شدگان: سران اصلاح طلب هيچگاه جواب نمي دهند که چرا بي تدبيري آنها در کشته شدن چندين هموطن مظلوم در جريان اعتراض هاي نسبتا آرام و بدون حمايت خارجي در شهرهاي سبزوار، سميرم و... در زمان دولت آقاي خاتمي و شهرهاي قزوين و مشهد و اسلامشهر در زمان دولت آقاي هاشمي سزاوار محکوميت نبود، اما کشته شدن چند نفر از معترضين در تهران (که البته بايد پيگيري و مقصرانش مجازات شوند) بايد در بوق جهاني شود؟ مگر آن سميرمي و آن اسلامشهري که به بي تدبيري و تبعيض در زمان آقاي خاتمي و هاشمي اعتراض کردند، مردم ايران نبودند؟ آيا خون اين کشته شدگان سبز، سرخ تر از آنهاست؟

دکتر ياسر سبحاني فرد

 نظرات شما

نام:
پست الکترونیک:
متن: *
آقا
پرونده ای برای سال 89
سایت خبری چه خبر
طلای سرخ
 
Copyright © 2008-2009 Kajnews.com, All rights reserved.