درباره ما : تماس با ما : سرویس RSS : پيوندها : اخبار ويژه : صفحه اصلی - Monday, September 06, 2010
     گزارش

آيا واقعا احمدي‎نژاد 25 ميليون رأي داشت؟
سه شنبه 24 آذر 1388 - 1:07:05 PM
  بزرگنمایی:

اين سؤال از جمله شبهاتي است که پس از انتخابات مدعيان تقلب، جسته و گريخته مطرح مي‎کنند. لازم به ذکر است نگارنده پيش از انتخابات، به‎دلايل مختلف و نيز با تکيه بر نتايج نظرسنجي‎هاي معتبر چند نهاد، پيروزي محمود احمدي‎نژاد را در همان دور اول امري قطعي و محتوم مي‎دانست، اما ميزان کلي مشارکت و آراي ايشان را کمتر از آن‎چه امروز به‎وقوع پيوسته است پيش‎بيني مي‎نمود؛ لکن اکنون براساس دلايل متقن که به بخشي از آن‎ها در ادامه اشاره خواهد شد آن‎را موضوعي قابل فهم و مورد قبول مي‎داند.

1- انتظار نداشتيم

 سياسيون مدعي تقلب مي‎گويند ما پيروزي احمدي‎نژاد - آن هم با چنين نتيجه‎اي - را انتظار نداشتيم و پيش‎بيني ما چيز ديگري بود. البته اين‎که اصولا خود اين مدعيان چقدر به‎آن‎چه مي‎گويند، اعتقاد و باور دارند و چقدر از اين حرف‎ها مربوط به سياسي کاري‎هاي آن‎هاست مقوله ديگري است. بايد گفت مگر کسي در خرداد 76 غلبه 20 ميليوني سيد محمد خاتمي بر 7 ميليون رأي علي‎اکبر ناطق‎نوري را پيش‎بيني مي‎کرد؟ تفاوت فقط در اين‎جاست که در خرداد 76، فرد منتخب شخصي بود که حداکثر شش ماه از حضور سرزده‎اش در بين نامزدهاي رياست‎جمهوري و اتوبوس سواري‎اش به مقصد شهرها و البته عمدتا مراکز استان‎ها مي‎گذشت، در حالي‎که پيروز خرداد 88، حدود 20 درصد روزهاي چهار سال گذشته‎اش را در اقصي نقاط ايران‎زمين از مرکز استان تا روستاي دور از مرکز گذرانده و هم‎سفره کساني شده است که به‎فرموده رهبر انقلاب تا پيش از آن حتي يک مدير‎کل را هم در شهر و ديار خود نديده بودند.

2- نسبت آرا

نکته ديگري که در تحليل ادعاي اثبات نشده تقلب کمک مي کند، مقايسه درصد آراي احمدي‎نژاد با درصد آراي دور پيش اوست. احمدي‎نژاد در تير 84 از مجموع 28 ميليون رأي، اعتماد حدود 17,250,000 نفر را جلب کرد، يعني 5/61 درصد شرکت‎کنندگان. اکنون او از 39,200,000 شرکت‎کننده، حائز اکثريت 24,600,000 نفري شده است؛ يعني 7/62 درصد مجموع آراء. به بيان ديگر ميزان آراي او کمي بيش از يک‎درصد افزايش پيدا کرده است. پس مي‎شود گفت ميزان درصد آراي او تقريبا ثابت مانده و افزايش تعداد آراي وي ناشي از افزايش قابل توجه شرکت‎کنندگان است.

آقاي خاتمي که در دور هفتم رياست‎جمهوري توانست آراي 20 ميليون نفر از مجموع حدود 29 ميليون شرکت‎کننده در انتخابات را کسب کند، حدود 69 درصد رأي‎دهندگان او را برگزيدند. وي در دور هشتم در شرايطي که يک‎ميليون نفر از ميزان شرکت‎کنندگان کاسته شد، توانست اعتماد حدود 21,700,000 نفر را جلب کند؛ يعني حدود 5/77 درصد مجموع آراء.

به‎بيان ديگر آقاي خاتمي که در چهار سال اول رياست‎جمهوري‎اش با انتقادات دو طيف از هواداران خرداد 76 خود مواجه شد، يک عده طيف‎هاي مذهبي و انقلابي عملکرد او را برخلاف تصور اوليه‎شان يافتند و عده‎اي از او انتظار تندروي‎هايي بيشتر از آن‎چه انجام داد، داشتند. گروه دوم حتي تصميم گرفتند که او را از قطار اصلاحات پياده کنند. خاتمي در انتخاباتي که هفتت نامزد ديگر (البته فقط با يک رقيب اصلي) از طيف‎هاي فکري و حتي قوميتي مختلف در برابر او صف‎آرايي کرده بودند، توانست 5/8 درصد به ميزان هواداران خود بيفزايد. آيا در چهارچوب فکري و منطق مدعيان تقلب، اين اتفاق امري عجيب و دور از ذهن نيست؟ آيا نمي‎شود ادعا کرد وزارت کشور و ستاد انتخابات آن دوره، تقلب کرده‎اند؟!
گفتني است در آن دوره آراي نامزد اصلي طيف مخالف (دکتر احمد توکلي) حدود 5/4 ميليون رأي بود، يعني 16 درصد کل آراء و اکنون نامزد شکست‎خورده اصلي بيش از 13 ميليون رأي کسب نموده است، اين يعني حدود 33 درصد شرکت‎کنندگان او را برگزيده‎اند.

3- آراي خاموش

از ماه‎ها پيش از انتخابات، جريانات داخلي و خارجي مخالف دولت نهم در موارد متعدد بيان مي‎کردند که دولت نهم و هوادارنش از استقبال گسترده مردم و ميزان بالاي مشارکت در انتخابات واهمه دارند و همه تلاش خود را معطوف اين نموده‎اند که انتخابات با حداقل مشارکت مردمي برگزار شود تا در نتيجه، نام موردنظرشان از صندوق‎هاي رأي خارج شود. آن‎ها مي‎گفتند و مي‎نوشتند که اصول‎گرايان حضور آراي خاموش را تاب نمي‎آورند، چراکه کفه ترازو را به ضرر آن‎ها تغيير مي‎دهد.
غافل از اين‎که آراي خاموش منحصرا متعلق به اصلاح‎طلبان نيست و چه بسيار آراء و صاحبين آرايي که به‎خاطر عملکرد و سابقه نامطلوب آن‎ها در دوره‎هاي پيشين خاموش شده بودند؛ کساني که سال‎ها از بيان واژه مسئول و مسئوليت به‎ياد تجمل و بي‎عدالتي مي‎افتادند، از شجاعت و ايستادگي کمتر خاطره خوشي به‎ياد داشتند و معمولا چشم داشتن به غرب و تکذيب کردن اتهامات ادعايي از سوي غربي‎ها توسط مسئولان دستگاه ديپلماسي و سياست خارجي را به‎ياد مي‎آوردند و ساده‎زيستي را فقط محصور سخنراني‎ها و کتاب‎ها مي‎دانستند.

اما دکتر احمدي‎نژاد در چهار سال رياست‎جمهوري‎اش به‎طور عام و در ايام تبليغات انتخاباتي و مناظره‎هاي تلويزيوني به‎طور خاص، به شيوه‎هاي گوناگون توانست بخش قابل توجهي از آن آراي خاموش را به‎نفع خود به ميدان بياورد. ساکنين کلان‎شهرها، خصوصا تهراني‎ها اگر شب‎هاي آخر منتهي به انتخابات، سيري در خيابان‎ها و تبليغات پرشور هواداران نامزدها مي‎کردند قطعا با نمونه‎هايي از اين طيف در ميان هواداران احمدي‎نژاد مواجه مي‎شدند. (فارغ از قضاوت درباره درست يا نادرست بودن روش‎هاي به‎کار برده شده در تبليغات، سخنراني‎ها و مناظره‎ها از سوي رييس‎جمهور منتخب)

4- سال 84 هاشمي مشهور تر بود يا احمدي نژاد؟

اصلاح‎طلبان نتيجه انتخابات نهم رياست‎جمهوري را چگونه تحليل مي‎کنند؟ آيا آن‎جا هم تقلب شده بود؟ توسط چه نهادي؟ وزارت کشور که در اختيار خودشان بود! اگر تقلب نشد و نتيجه مطابق واقعيت بود، پس چگونه مي‎توان پذيرفت گمنام‎ترين نامزد آن دوره بتواند بر شاخص‎ترين کانديدا با اختلاف بيش از 7 ميليون رأي غلبه کند؟ اکنون پس از چهار سال تلاش و فعاليت مداوم، البته در کنار پاره‎اي انتقادات بر برخي عملکردها و تصميمات، همان شخص توانسته است مجددا اعتماد عمومي ملت را جلب نمايد.

همانگونه که گفته شد محمود احمدي‎نژاد در انتخابات قبلي براي اکثر مردم ايران ناشناخته بود و به‎دليل ضعف مالي و تبليغاتي، کمتر توانست مردم شهرستان‎ها و روستاهاي کشور را با خود و برنامه‎هايش آشنا و همراه سازد و بيشتر در مراکز استان‎هاي بزرگ که سياسي‎تر و درگير اخبار و تحولات سياسي هستند، شناخته شد و موفق به جلب نظر مردم شد؛ اين در حالي‎ بود که رقيب او از سرشناس‎ترين چهره‎هاي کشور به شمار مي‎رفت و در هر کوي و برزن نام و نشاني داشت. لذا بي‎شک بخشي از رأي هاشمي رفسنجاني در دور دوم آراي شهرنشينان و روستايي‎هايي بود. آنان چون احمدي‎نژاد را نمي‎شناختند به هاشمي رأي دادند و طبقه متوسط (عامه مردم) خصوصا در کلان شهرها به‎خاطر انتقاداتي که به دولت‎هاي گذشته از جمله دولت سازندگي داشتند، ترجيح دادند به شخص جديدي رأي دهند که کمتر در سال‎هاي قبل نامي از او شنيده بودند.
اما در انتخابات اخير رياست‎جمهوري، سير حوادث به‎گونه‎اي ديگر رقم خورد؛ دکتر احمدي‎نژاد در قالب سفرهاي استاني، به هر شهر، شهرستان و دهستاني سرکشيد و آشناي هر غريبه‎اي شد، سهام عدالت بين‎آن‎ها توزيع کرد و عمران و آباداني را بيش از گذشته روانه‎ مناطق دور افتاده و محروم نمود.
ديگر او يک نامزد گمنام نبود؛ اکنون همه مردم ايران او را مي‎شناختند و شايد او را از نزديک نيز ديده بودند. در اين ميان اتفاق ديگري هم رخ داد؛ برخي ساکنين کلان‎شهرها ديگر او را نامزد مطلق خود نمي‎دانستند، اما باز هم کم نبودند شهرنشيناني که معتقد بودند بايد به او فرصت داد، مثل همه رييس‎جمهور‎هاي قبلي که دو دوره فرصت کار و اجراي برنامه‎هايشان را يافتند.


گرچه ممکن است آراي احمدي‎نژاد در بعضي مناطق و طيف‎ها ريزش‎هايي داشته باشد - که طبيعي است و در هر دوره‎اي وجود داشته - اما همراه با رويش‎هاي زيادي خصوصا در شهرستان‎ها و روستاها بوده است. ثابت ماندن ميزان 2/61 درصدي آراي او دليلي بر اين مدعا است.

محمدمهدي رحيمي

 نظرات شما

نام:
پست الکترونیک:
متن: *
آقا
پرونده ای برای سال 89
سایت خبری چه خبر
طلای سرخ
 
Copyright © 2008-2009 Kajnews.com, All rights reserved.