اين روزها براي چندمين بار حرفهاي غير کارشناسي در خصوص مسير راه آهن مشهد –بيرجند –زاهدان – چابهار زده ميشود که ممکن است در ذهن برخي هم استانيهاي عزيز ابهام برانگيز باشد لذا گرچه قبلا نيز مطالبي در اين خصوص نوشته بودم ولي باز هم لازم ديدم ضمن تاکيد مجدد برتقاضاي مناظره؛ سخن کوتاهي با مردم عزيز استان داشته باشم.
اساساً 3 شاخص مهم براي احداث راهآهن وجود دارد و بايک شاخص اختصاصي راه آهن چابهار –مشهد 4 شاخص ميشود که بطور اختصار به آن اشاره ميکنم .
1- کوتاه شدن مسير مشهد-چابهار
شايد عمدهترين دليل نيز همين کوتاه شدن مسيرباشد. اگر قرار است اين راهآهن از کوتاه ترين مسير عبور کند بايد از خراسانجنوبي عبور کند،که کوتاهترين مسير براي رسيدن به چابهار ميباشد و همين مطلب مسير آنرا در خراسان جنوبي نيزمشخص ميکند زيرا اگر کوتاهشدن مسير را در راهآهن در نظر نگيريم در حال حاضر از مشهد تا زاهدان از طريق کرمان راه آهن وجود دارد و با احداث700 کيلومتر راهآهن از زاهدان تا چابهار راه آهن مشهد از طريق کرمان به زاهدان و چابهار وصل ميشود و درهزينه کردن ملياردها تومان براي مسير حدود 720کيلومتري باقيمانده تربت حيدريه –بيرجند-زاهدان صرفه جوئي ميشود در حالي که هيچ کس اين حرف را نميزند زيرا صدها کيلومتر مسير آن طولاني خواهد شد.
بنا براين کوتاه شدن مسير ريلي دليل اصلي احداث اين راهآهن ميباشد چون قرار است در طول تاريخ باقي بماند ومورد استفاده باشد.با اين توضيح حتي اگر امکان يک کيلومتر کوتاه شدن مسير وجود داشته باشد بايد آن را کوتاه کنيم، کارشناسان در مقام توجيه اقتصادي پروژههاي ريلي، تعداد سفرهاي قطار را در ميزان بار و مسافر و کيلومتر مسافت ضرب مي نمايند ونتيجه آنرا ملاک اقتصادي بودن پروژه قرار ميدهند و چه بسا يک کيلومتر طولاني يا کوتاه شدن مسير در توجيه اقتصادي آن مؤثر واقع ميشود لذا به همين علت بايد کوتاهترين مسير را انتخاب کرد.
براي روشنتر شدن ذهن هم استانيهاي عزيز، به چند نمونه عيني و قابل درک اشاره ميکنم ، جاده نهبندان به زابل يا جاده نهبندان- کرمان از طريق شهداد هر دو براي کوتاه شدن مسير با صرف هزينه هاي کلان احداث شده است و مردم ما خوب ميدانند که قبل از احداث اين دو جاده براي رفتن به کرمان يا زابل از طريق نهبندان جاده وجود داشته است البته با مسيري طولاني تر از جاده فعلي.
مورد ديگرجاده بشرويه - طبس است و در حالي که اين مسير از دو طريق جاده آسفالته دارد به دنبال راه سومي با هزينه اي بالغ بر حدود0 15ميليارد تومان هستند که هيچ دليلي جز کوتاهي مسير ندارد و ميخواهند مسير را کوتاه کنند.
در واقع در کشور ما هزينه هاي زيادي براي کوتاه شدن مسير پرداخت ميشود ؛ آزادراه تهران- شمال نيز نمونه ديگري است که عليرغم وجود چندين جاده بين تهران – شمال با هدف کوتاه شدن مسير آن را احداث ميکنند و بايد توجه داشت که زياد بودن هزينه در اين طرحها اصلا مطرح نيست چون مبلغي که صرف کوتاه شدن مسير ميشود در برابر هزينههائي که در طول تاريخ از ناحيه کوتاه شدن مسير صرفه جوئي ميشود بسيار ناچيز است.
فلسفه وجودي راهآهن مشهد- بيرجند - زاهدان- چابهار نيز کوتاه شدن مسير است.و کوتاه ترين مسير هم مشهد-تربت حيدريه-گناباد-قاين بيرجند-زاهدان-چابهار است و اگر غير از اين مسير ،راه ديگري را انتخاب کنيم ضمن اينکه خيلي تاثيري در هزينه اجراي پروژه نخواهد داشت ، براي هر سفر ، قطار بايد چيزي نزديک به 100 کيلومتر مسير اضافي را طي کند ودر طول تاريخ هزينه سنگيني از اين جهت بر ملت ايران تحميل خواهد شد و نتيجه اينکه اقتصادي ترين مسير همان است که اشاره شد.
2- ميزان حمل بار
يکي ديگر از اهدافي که راهآهن را توجيه ميکند ميزان باري است که در مسير وجود دارد و در آينده با قطار حمل خواهد شد. در حالحاضر تنها مسيري که داراي بار فراواني هست همين مسيري است که به آن اشاره کردم، کارخانه فولاد با 5/2ميليون تن بار، معدن مس ورزگ در قاين با صدها هزار تن بار ، کارخانه سيمان با 3 مليون تن بار ،تامين سوخت سيمان و دو نيروگاه در زمستان که گاز آنها قطع ميشود و... اين مسير راپرحجمترين مسير از حيث ميزان بار،قرار داده است البته ميزان بار، خيلي بيشتر از اين است ولي مجال پرداختن به آن در اين مختصر نيست.
3- نيروي انساني و مسافر
در بحث مسافر نيز بيشترين مسافر مربوط به همين مسير است. اين مسير 5 برابر مسير ديگري که مطرح ميشود جمعيت دارد و تقريباً به 250هزار نفر ميرسد ،شهرستان گناباد با حدود 000/100 نفر و شهرستان قاينات با 000/150 نفر جمعيت و6 شهر گناباد،بيدخت،خضري و دشت بياض ،نيمبلوک ، قاين و آرين شهر در مسير اين خط آهن قرار دارند که در اقتصادي کردن مسير مؤثر است .
4- کريدور مرزي
راهآهن خراسان جنوبي يک شاخص ديگر نيز دارد و آن هم محور ترانزيت حمل ونقل شمال-جنوب است که يکي از پروژههاي مهم توسعه شرق کشور حملونقل ترانزيت است که تاثير بين المللي نيز دارد. اتصال مسير ترانزيتي چابهار به شمال و اتصال آن به کريدورهاي مرزي يکي از شاخصهائي است که در احداث اين راه آهن مد نطر است.
اين کريدورها در زابل، نهبندان ،سربيشه ،بيرجند، قاين ، تايباد، سرخس و... وجود دارد و بازرچه هاي مرزي فعال در مناطق ياد شده در انتظار آن ميباشد، وبايد مسيري براي راه آهن انتخاب شود که کمترين فاصله را با مرز داشته باشد. بنابراين کوتاه شدن مسير تا مرز نيز شاخص ديگري است که اقتصادي بودن راه آهن را توجيه مينمايد.
با توجه به آنچه اشاره شد کوتاهي مسير، ميزان باربالا، تعداد مسافران بيشترو نزديکي به کريدورهاي مرزي مهمترين شاخصهاي توجيه احداث راهآهن مشهد- چابهار از مسير گناباد و قاين است ،و هرگونه تلاش براي تغيير مسير آن غير از مسيري که اشاره شد جفا به خزانه کشور و غير کارشناسي است.
تذکر مهم
رئيس جمهور محترم در مصاحبه خود در فرودگاه بيرجند گفتند براي قاين و فردوس راه آهن ميکشم و اسم هردو شهرستان را بردند و معني آن اين است که راه آهن در مسير داراي توجيه اقتصادي احداث خواهد شد ومسير دوم بصورت آنتني اتصال پيدا خواهد کرد.
بنا بر اين اولا رئيس جمهور به هر دو شهرستان وعده داده است ثانيا ممکن است رئيس جمهور مثل بسياري موارد ديگر بعد از توضيحات کارشناسان نظرش را تغيير دهد همانطور که در خصوص اين راه آهن در جلسه مسؤلين وزارت راه و استاندار وقت در دفتر ايشان اعلام کرد که راه آهن از مسير اقتصادي عبور کند واين مطلب از دغدغه درست ايشان نسبت به بيت المال حکايت دارد لذا انتظار دارد دوستان از کيسه رئيس جمهور خرج نکنند زيرا رئيس جمهور همه ايران است و نسبت به بيت المال مسلمين حساس .