
اميرخلبان محمدکريم عابدي، نماينده مردم شريف فردوس، طبس و سرايان يکي از نزديکترين ياران چمران بوده و در زمان حيات آن بزرگوار همچون برادري امين در همراهي با آن عزيز تلاش کرده و پس از او نيز در معرفي و تبيين انديشه چمران که همان تفکر حضرت امام (ره) و در گسترهاي فراتر بيان شجره طيبه است از خود همتي والا نشان داده است. در آستانه 31 خرداد و سالگرد شهادت چمران عزيز قرار داريم، ساعتي ميهمان وي شديم تا با نگاه چمران هشت ماه فتنه پس از انتخابات رياستجمهوري را نيز مرور کنيم. امير عابدي گفت و ما شنيديم، از همه چيز، اما بيان او در معرفي شجره طيبه و شجره خبيثه و نشان دادن خصيصههاي هر کدام حلاوتي ديگر داشت. آنچه در ادامه ميآيد بخشي از شنيدههاي ماست. اميد که در فرصتهاي ديگر شنواي بخشهاي ديگري از انديشههاي اين نماينده محترم مردم باشيم که بيشتر هم و غم خود را در رسيدگي به مردم شريف حوزه انتخابيهاش قرار داده و در کنار آن از افشاي ماهيت و انديشه سران فتنه هم دريغ ندارد.
سخن از چمران هميشه تازگي دارد. مايليم از چمران بگوييد البته با نگاهي به آنچه که در يک سال گذشته پشت سر گذاشتيم و فتنهاي که توسط استکبار و با دست مزدوران داخلياش کليد خورد و عقيم ماند. اگر چمران بود کجاي اين قضايا حضور داشت و چه نقشي ايفا ميکرد؟
گستردگي سؤال شما ميطلبد که ما ابتدا به بحثي اساسي بپردازيم و بسياري از مسائل را ريشهيابي کنيم. چمران انسان شناخته شدهاي است، عرفان چمران، رزم چمران، مطيع ولايت بودن چمران و هزار و يک خصيصه ديگر او نشان ميدهد که چمران از شجره طيبهاي است که مطلوب نظر حضرت امام (ره) بود، چون روح بلندي داشت.
وقتي روح بلند بود و با شجره طيبه پيوند خورد محصول نابي ميدهد به نام انسان؛ انساني که در حد اعلاي آن در روزگار ما حضرت امام (ره) است. حالا بد نيست به اين موضوع اشاره کنيم که اصلاً امام (ره) براي چه هدفي قيام کرد. براي پاسخ به اين سؤال شايد بهتر باشد بپرسيم اصلاً 124 هزار پيامبر و متعاقب آن ائمه اطهار و حضرت صاحبالزمان و علما،مراجع و پاکان و نيکان چه هدفي دارند، هدف ايشان چيزي غير از انسانسازي نيست، امام (ره) در ادامه مسير انبيا و اولياي الهي قيام ميکند تا انسانسازي کنند و نتيجهاش ميشود اينکه چمرانها مطرح ميشوند.
حالا اين انسان شدن چه نکاني را آشکار ميکند. يک: اگر ميخواهيد انسان باشيد نه ظلم کنيد و نه زير بار ظلم برويد. دو: تکليف خودتان را با شجره طيبه و شجره خبيثه مشخص کنيد؛ کاري که حضرت امام (ره) انجام داد و اسلام ناب محمدي را با اسلام آمريکايي تفکيک کرد يعني راه و نشانههاي هر کدام را نشان داد. سه: دشمنشناسي و دوستشناسي را براساس تولي و تبري انجام دهيد، يعني دوست داشتن و دشمن داشتن برمبناي دين، اين را بايد محکم کرد.
ببخشيد، مصاديق عيني چنين مواردي را هم بفرماييد تا برگرديم به موضوع چمران.
نمونه زنده همين تولي و تبري داشتن ميتواند اشارهاي به قضاياي ابتدايي شکلگيري نظام مقدس ما داشته باشد. حضرت امام (ره) تشخيص ميدهند پس از مرحوم آيتالله طالقاني در ميان مدعياني که داعيه امام جمعه بودن تهران را دارند انساني بيادعا را انتخاب و به اين سمت بگمارند که همين انتخاب به مذاق بعضيها خوش نيامد و باعث سقوطشان شد، خب، حضرت آقا بر چه مبنايي توسط امام (ره) انتخاب مي شوند؟ غير از تولي و تبري است؟نه! حضرت آقا نماز را اقامه ميکنند و در اوايل دهه 60 در خطبهها موضوعي از دين را ميگويند که کامل نيست. باز هم حضرت امام (ره) بر مبناي همان تولي و تبري ساعتي بعد از آن خطبهها اطلاعيه ميدهند و موضوع را اصلاح ميکنند. پس از آن حضرت آقا هم براساس همان تولي و تبري اطلاعيهاي ميدهند و ضمن صحه گذاشتن بر نظر امام (ره) موضوع را تأييد کرده و عذرخواهي مينمايند. تمام اين اتفاقات يا قضاياي مشابه براساس همين تولي و تبري است و در ادامه ميبينيم که وقتي مبنا چنين اصولي باشد باعث تقويت شجره طيبه ميشود. امام (ره) انسانها را به خاطر خدا دوست داشت و اينگونه اشتباهاتشان را هم ميگفت به خاطر خدا.
اين شجره طيبهاي که گفتيد چمران هم از همان سنخ است، چه خصوصياتي دارد؟
شايد ابتدا قشنگتر باشد بگوييم اين شجره طيبه چه خصوصياتي را ندارد که بهتر بشود رد آن را در مسائلي که در يک سال گذشته به وجود آمد پيدا کرد. ثروت و قدرت که دو بال اصلي ديکتاتوري به حساب ميآيد دو خصيصه اصلي شجره خبيثه است. حتماً ميدانيد که منظور ما ثروت و قدرتي است که در خدمت هدف اصلي انبيا و اوليا، يعني انسانسازي نباشد و خب، شما دقت کنيد که اين دو عنصر در چه کساني هست و در چه کساني نيست. در وجود سران فتنه هست و در چمرانها نيست، وقتي تاريخ را ورق مي زنيم ميبينيم که چمراني که با شجره طيبه است در زمان وزارت خود در طبقه زيرين ساختمان نخست وزيري زندگي ميکند و به پست و مال و مقام دنيا بياعتناست اما کسي که عنوان نخستوزيري را يدک ميکشد در همان سالها که ما با استکبار جهاني درگير هستيم ميآيد بدون هماهنگي از مقام نخستوزيري خود استعفا ميدهد تا با امام (ره) مقابله کند، چرا قبل از اينکه استعفا بدهد از حضرت امام (ره) مشورت نگرفت؟ خب ميخواست به امام (ره) ضربه بزند براساس همان شجره خبيثهاش. شما مقايسه کنيد رفتار چمران را در نحوه زندگياش در سالهاي دفاع در طبقه زيرين ساختمان نخستوزيري و همان موضوع نماز جمعه حضرت آقا و آن تذکر حضرت امام (ره) و نحوه عکسالعمل مديرانه حضرت آقا و نيز استعفاء نخستوزير وقت، شما اين سه مورد را با هم مقايسه کنيد تا بدانيد چرا در سالهاي ابتدايي جنگ هر کجا حضرت آقا هست چمران هم هست و هر کجا اين دو بزرگوار هستند نخستوزير وقت نيست، چرا؟ ريشهاش برميگردد به همان که آن دو بزرگوار از شجره طيبهاند و فرد ديگر از شجره خبيثه.
از خصوصيات شجره خبيثه ميگفتيد که ويژگي بارز سران فتنه است؛ ثروت و قدرت.
بله، پرداختم به ريشهاش که ببينيد از همان ابتداي پيروزي انقلاب هم اين مسائل بوده است اما به تدريج خودش را نشان داده و حالا اگر ميبينيد اين سران فتنه به هر دري ميزنند که دستگير شوند به خاطر اين است که تشت رسواييشان بر زمين افتاده و نگرانند که مبادا بيش از اين رسوا شوند. شما دقت کنيد که حضرت امام (ره) ابتداي انقلاب نهضت آزاديها را هم تحمل کرد تا وقتي که دستشان رونشده بود، اما عدهاي که به دروغ خود را در مسير امام (ره) نشان ميدادند حالا دستشان رو شده و معلوم شده که عوامفريبي ميکردهاند و امام (ره) را براي مطامع خود ميخواستهاند.
باز هم برميگرديم به تاريخ انقلاب اسلامي. چه کساني از تمديد دوران رياست جمهوري حرف ميزدند؟ همانهايي که حالا سياهمشقنويس فتنه شدهاند، آن هم در دامان آلوده انگليس؛ انگليسي که حضرت امام (ره) فرمود اگر ديديد دشمن از شما تعريف ميکند به خودتان شک کنيد. حالا ميبينيم که مطرح کننده تمديد دوران رياست جمهوري، خودش آلت دست استکبار است. حالا ميپرسيم چرا آن ابزار دست بيگانه ميخواست در مقطعي دوران رياست جمهوري را تمديد کند چون ميخواست جلو اضمحلال ديکتاتوري را بگيرد، چه نوع ديکتاتوري را؟ ديکتاتوري شکل گرفته بر مبناي ثروت و قدرت را يعني ديکتاتوري بنا شده بر دو بال اصلي شجره خبيثه را.
طبيعي است که جنس چمران از اين شجره خبيثه جداست.
احسنت! چمران در مقام يک پروفسور با عاليترين مدارج علمي در دنيا به همه چيز پشت پا ميزند و ميرود لبنان تا در کنار امام موسي صدر باشد که شعاعي از خورشيد امام (ره) است. بعد هم ميآيد ايران تا مثل يک سرباز در خدمت امام (ره) باشد؛ امامي که در آغاز حرکتش در مسير انسانسازي محرومان را در نظر دارد يعني با عنايت به نياز محرومان شروع ميکند. اين چمران است، نياز مقتداي خود را ميشناسد، نگاهش به محرومان است، توقعي از پست و مقام ندارد، از نهضتها نميهراسد و راهش را مشخص ميکند. در اولين دوره انتخابات رياستجمهوري، چمران به خودم گفت که فقط دکتر حسن حبيبي را تأييد ميکند. چمران ميدانست که هدف امام (ره) از قيام چيست، ميدانست که امام(ره) آمده تا انسانسازي کند، بنابراين کامل و جامع در همان مسير قرار گرفت. ميدانست که تمام اميد امام (ره) به محرومان است.
به نکته جالبي اشاره کرديد، محرومان! ميتوانيم بگوييم يکي ديگر از عناصر اصلي شجره خبيثه بياعتنايي به محرومان است، چرا که ايشان با رئيسجمهوري کسي مخالفت کردند که شعارش توجه به محرومان بود.
درود بر شما! سران فتنه براساس ذات خودشان و خطي که از استکبار ميگيرند وظيفه دارند با آنچه آرمانها و ارزشهاي انقلاب مورد نظر حضرت امام (ره) بود مخالفت کنند تا ريشه آن انقلاب را به خيال خام خود بخشکانند. انقلاب امام (ره)ماهيت ضد سرمايهداري دارد، سرمايهداري هم يکي از دو بال ديکتاتوري است، ديکتاتوري هم محصول شجره خبيثه است. شجره خبيثه هم چشم ديدن شجره طيبه را ندارد، بنابراين نتيجهاش ميشود آنچه در يک سال گذشته ديديم. فتنهگران با شخص احمدينژاد کاري ندارند، اينها با افرادي کار دارند که ادبيات مورد نظر حضرت امام (ره) را زنده کنند. اينها ميخواهند تفکرات
امام (ره) را که مخل ديکتاتوريشان است از بين ببرند.
شما فکر ميکنيد چرا آقاي احمدينژاد آن همه رأي آورد، چون با ادبيات و ارزشهاي مطلوب نظر حضرت امام (ره)به صحنه آمد، چون کاخنشين نبود و کوخنشين بود مثل چمران که پيشتر گفتم در طبقه زيرين ساختمان نخستوزيري زندگي ميکرد. شما برويد زندگي ساده رئيسجمهور و وزيرانش را که با اعتنا به ارزشهاي مطروحه توسط حضرت امام (ره) کار خدمت به محرومان را در دست گرفتهاند بررسي کنيد آن وقت ميبينيد که چرا سران فتنه با پشتوانه استکبار با خادمان مردم بدرفتاري ميکنند.
وقتي رئيسجمهور خط امام (ره) را احيا ميکند سران فتنه که براساس قدرت و ثروت تفکر ميکنند و ميدانند که خط امام (ره) يعني راه مبارزه با ديکتاتوري و قدرت و ثروت، لذا آشوب ميکنند، آشوبشان در اقتدار ملي ما شکافي را ايجاد ميکند، اين شکاف هماني است که استکبار ميخواهد لذا بيانيه ميدهد و از سران فتنه يعني کساني که جلو احياکننده خط امام (ره) ايستادهاند حمايت ميکند.
واقعاً که جالب است، 214 نماينده مجلس قبل از انتخابات از کانديدايي که با شعارهاي امام (ره) جلو آمده حمايت ميکنند، بعد از انتخابات هم 232 نماينده مردم در مجلس انتخابات رياستجمهوري راتأييد کرده و به فرد منتخب تبريک ميگويند، رهبر معظم انقلاب هم ميآيند در آن نماز جمعه معروف بعد از انتخابات رياستجمهوري آنچنان قاطع و بينظير سخن ميگويند و باز 244 نماينده مردم در مجلس از آن بيانات حمايت ميکنند اما سران فتنه از خودخواهي و خودبيني دست برنميدارند و حرف نادرست خودشان را تکرار ميکنند، چرا؟ چون مقابله ميان شجره طيبه و شجره خبيثه است.
حالا شما ميخواهي چمران را بشناسي و بشناساني؟ ببين چمرانها و مطهريها و بهشتيها و امثالهم از کدام شجرهاند و سران فتنه از کدام شجره. شما اگر دقت کنيد ميبينيد که در تمام تاريخ انقلاب هرکجا حرفي از تأييد ارزشهاي مطلوب نظر امام (ره) در ميان است ردي از سران فتنه نيست اما هرکجا حرفي در ميان است که باعث کمرنگ شدن و محو اصول اوليه انقلاب امام (ره) در ميان است سرانه فتنه و وابستگانشان حي و حاضرند، ماجراي تحصن در مجلس ششم را مرور کنيد، ماجراي جام زهر برخي نمايندگان مجلس ششم را بنگريد، نحوه برخورد آقاي خاتمي را با مهاجراني دقت کنيد. ايشان حتي يک بار هم به خاطر انتخاب چنين وزيري که اينک در دامان ننگين غرب به محمل بافي عليه ارزشهاي اصيل انقلاب امام (ره) مشغول است از ملت عذرخواهي نکرده است، اين ملت همان ملتي است که امام (ره) به اعتبار آنها انقلاب کرد، اين ملت هماني است که ميگويد ما اين رئيسجمهور را که پرچم امام (ره) را در دست دارد ميخواهيم، اين ملت همان ملتي است که نهم دي و 22 بهمن 1388 را آفريد اما آن عنصر کم ارزش از شجره خبيثه نشسته در انگليس و حرف لغو ميگويد آقاي خاتمي هم لبخند مي زند. چرا؟ چون اينها اسلام سکولار را دوست دارند نه اسلام مورد نظر امام (ره) را. حتماً ميدانيد که يکي از وابستگان اينها که ليدرشان هم به حساب ميآيد. سالها قبل در ميان جمعي از متفکران کشورهاي آسياي جنوب شرقي گفته بود ما ديني را ميخواهيم که آزادي را در هر زمينهاي در نظر بگيرد يعني جامعهاي که نمازخوان سرش به کار خودش باشد مشروب خور هم به هکذا و بقيه هم هر چه دوست دارند، انجام بدهند.
جناب عابدي! ميتوانيم بگوييم در کنار افرادي مثل چمران که از شجره طيبه بودند و به رود خورشان انقلاب امام(ره) پيوستند عدهاي هم مثل سران فتنه از فرصت استفاده کردند و نفوذي شدند...
دقيقاً اينها حتي براي تصاحب ثروت و قدرت با هم نيز رقابت کردند و چون به نتيجه نرسيدند با هم متحد شدند چون اساس تفکر و انديشهشان بر مبناي شجره خبيثه است. در همين انتخابات رياست جمهوري گذشته مگر خاتمي ابتدا وارد نشد؟ يادتان که هست وقتي موسوي هم آمد به لحاظ اهدافي که در تصاحب ثروت و قدرت داشتند ميانشان اختلافي هم پا گرفت تا اينکه خاتمي کوتاه آمد، بعد هم که کروبي از راه رسيد، اينها چقدر تلاش کردند کروبي را منصرف کنند تا از کانديداتوري خارج شود؟ چرا کروبي کنار نکشيد، چون او هم قدرت و ثروت را ميخواست، حالا حيف نيست که شما چنين آدمهايي را با چمران مقايسه کنيد؟ چمراني که در يک اتاق کوچک در طبقه زيرين ساختمان نخستوزيري زندگي ميکند آن هم در زمان وزارتش. حيف نيست شما اين سران فتنه را که حتي به ملي بودن خودشان هم پشت ميکنند با چمران مقايسه کنيد. اين سران فتنه حتي به ملي بودن خودشان هم پشت کردند چرا که اگر خودشان را ايراني ميدانستند در برابر بيگانگاني که آشکار شده ايران امام(ره) را نميخواهند لبخند نميزدند.
ميتوانيم بگوييم سران فتنه حتي به محرومان جهان هم پشت کردند چرا که حضرت امام(ره) انقلاب اسلامي را در گستره دنيا و محرومان جهان ميديدند؟
دقيقاً! حضرت امام(ره) هيچگاه نفرمودند انقلاب مال ايران است بلکه ميفرمودند انقلاب براي جهان اسلام است و بشريت و محرومان عالم، نميفرمايند فقط مسلمانان، يعني محدود به مسلمانان نميکنند چرا که ممکن است از ساير اديان هم بخواهند از اين نغمه رحماني بهرهمند شوند. اين نوع انديشه که اصالت شجره طيبه را نشان ميدهند منطبق با همان فرمايش حضرت سيدالشهدا (ع) است که فرمودند اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد.
در نتيجه ميتوان چنين استنباط کرد که سران فتنه نهتنها دلبسته دين مورد نظر امام(ره) نيستند بلکه با آزادگي هم سر جنگ دارند.
اين را که به دفعات گفتهاند، مگر نگفتند تفکر امام(ره) براي موزه مناسب است. مگر همين چند روز قبل هم کسي اعلام نکرد تفکر امام(ره) مربوط به دهه 60 است و براي دهه 80 کارآيي ندارد. اين انديشهها را مرور کنيد انديشه چمران را هم ببينيد، آن روزها هر کجا که حضرت آقا حضور داشتند چمران هم بود، اين دو بزرگوار معمولاً با هم بودند، آن موقع هم بنيصدر که از شجره خبيثه بود با اين دو بزرگوار عناد داشت، در حالي که هيچ کجا تضادي ميان بنيصدر و سران فتنه نيست، چرا؟ چون چمران و مقام معظم رهبري پا جاي پاي امام(ره) ميگذاشتند، بنيصدر هم آن دو بزرگوار را به شوراي عالي دفاع راه نميداد.
خدا رحمت کند فلاحي را. بنيصدر به فلاحي دستور داده بود با چمران کار نکند.شهيد چمران زنگ زد به من و گفت: فلاحي با ما قهر کرده.
شب نشستيم به صحبت. به شهيد فلاحي گفتم ببين امام(ره) چه ميگويد: شهيد فلاحي وقتي بنيصدر را با امام(ره) سنجيد مجاب شد. به او گفتم شما فکر ميکني چمران و آقاي خامنهاي تو را دوست ندارند که رفتهاي طرف بنيصدر؟ خدا رحمتش کند، آن لحظه نقطه عطفي در تاريخ ما شد، شهيد فلاحي راهش را مشخص کرد؛ راه امام(ره). ارتش در خدمت راه امام(ره) قرار گرفت، امام(ره) هم بني صدر را عزل کرد.
ميشود گفت چمران هم با همراهي حضرت آقا کاري به کار نخستوزير وقت نداشت؟
استنباط من اين است که با توجه به آنچه از نزديک ميديدم و ارتباط نزديک شهيد چمران با مقام معظم رهبري، آن شهيد بزرگوار تا پايان حيات دنيوياش از راهي که برگزيده بود جدا نشد و با حضرت آقا همراه بود.
فکر ميکنيد اگر چمران بود در برخورد با سران فتنه چه ميکرد؟
ببينيد، هر آدم عاقلي اگر بصيرت داشته باشد راه را خوب ميشناسد، اين افراد حکايت سيبي را دارند که گنديدهاند و به مرور از شاخه ميافتند. پس بايد به حال خودشان باشند تا بوي گندشان براي همه مشخص شود، بعد هم خودشان خواهند افتاد و نيازي نيست که باغبان آنها را از شاخه بچيند. اين از لحاظ برخورد با خودشان. اما از منظر انديشه بايد عرض کنم که اگر چمران بود به آگاهسازي دست ميزد، روشنگري ميکرد، ريشهها را به جامعه ميشناساند، راه امام(ره) را تشريح ميکرد، آسيبشناسي ميکرد، راه و چاه را نشان ميداد، درست شبيه کاري اين روزها برادرمان آقاي صفار هرندي انجام ميدهد. اينکه اين انسان مخلص در مجامع مختلف شرکت ميکند و ارزشهاي موردنظر حضرت امام(ره) را بازخواني ميکند بهترين روش در شناساندن خط امام(ره) است و اسلام مورد نظر آن بزرگوار. البته اين کار بايد با گستردگي بيشتري انجام شود. ياد چمران عزيز به خير، ما اولين هسته فکري را بعد از انقلاب با ايشان تشکيل داديم.
اگر چمران عزيز بود ضمن اينکه باتمام قوا در حفظ خط و راه امام(ره) در مواجهه با سران فتنه ايستادگي ميکرد در شناساندن شجره طيبه و شجره خبيثه نيز ميکوشيد، وقتي اين دو کليت با تمامي ابعاد معرفي ميشدند آنگاه عيار آدمها مشخص ميشد که چه کسي اهل شجره طيبه است و چه کسي اهل شجره خبيثه. چمران از شجره طيبه بود و سران فتنه از شجره خبيثه.
در مقايسهاي که بين روش اتخاذ شده توسط آقاي صفارهرندي با استنباط شما از نقش چمران در صورت حيات ايشان در اين روزها داشتيد به عبارت گستردگي اشاره کرديد، توضيح ميدهيد؟
مقصودم اين است که اگر چمران عزيز بود صدها صفار هرندي را به متن جامعه ميفرستاد تا روشنگري کنند، او در شروع تجاوز بعثيها و حتي قبل از آن در قضاياي کردستان وقتي راه امام(ره) را شناخت و در اعتلاي آن کوشيد جمعي از جوانان گمنام و عاشق امام(ره) را جمع کرد و گروه جنگهاي نامنظم را شکل داد و در قالب شجره طيبه با عوامل شجره خبيثه جنگيد.
ميشود گفت حضور روشنفکرانه آقاي صفار هرندي ميتواند به يک نهضت بازشناسي ارزشها و آرمانهاي حضرت امام(ره) تبديل شود.
دقيقاًً! اگر اين واقعه فراگير شود بر مبناي آنچه نشان داده ميشود سره از ناسره مشخص خواهد شد.
با توجه به شرايط فعلي ما در جهان و تحرکاتي که از ناحيه استکبار بر عليه کشورمان اعمال ميشود آينده بينالملليمان را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
اين خباثتها تازگي ندارد، امريکاي جنايتکار از همان روزهاي آغازين نهضت ما سناريويي را کليد زده به نام طرح پشه، به اين معني که بايد يکسره پيرامون نهضت و انقلاب ما وزوز کند. عناصر اصلي اين طرح پشه هم سه محور دارد يک: مواد مخدر، دو: مطبوعات. سه: مذهبسازي. شما روزگار را مرور کنيد، درمييابيد که از زمان حضور امريکاييها در افغانستان وضعيت مواد مخدر از لحاظ کيفيت و کميت شدت گرفته است، امريکا در مرزهاي ما مواد مخدر رايگان توزيع ميکند. در موضوع مطبوعات هم که اظهر منالشمس است، چه مطبوعات زنجيرهاي و چه قبل و بعد آن شاهد بوديد و هستيد که چه کردند. در موضوع مذهبسازي هم اگر دقت کنيد فرقهها و گروههايي که مثل قارچ سبز ميشوند همگي با هدفي هماهنگ است تا در راستاي طرح بشري امريکا عمل کند.
سپاسگزاريم از فرصتي که فراهم کرديد. حسنختام بحث را اختصاص بدهيم به چمران.
حتماً. اما لازم است به اين نکته هم اشاره کنم که مسائلي از آن دست که در چندين ماه فتنه پس از انتخابات رخ داد ميگذرد و نبايد ما را به عنوان خادمان مردم از کار و فعاليت باز بدارد، ما بايد براساس يک چرخه با پنج محور عمده براي مردم فعاليت کنيم، البته اين طرح موضوعي بسيار گسترده دارد که در همين مختصر اشاره خواهم کرد.
اقتدار ملي، وحدت ملي، امنيت ملي، پيشرفت عدالتمحور و پيشرفت رضايتمحور بايد اساس حرکت ما در چرخه مورد نظر باشد.
اما در موضوع شهيد چمران بايد عرض کنم که لازم است ما حماسه چمران و چمرانها را به متن ادبيات سرزمينمان وارد کنيم، اگر موضوع حماسه چمرانها، مطهريها، بهشتيها و بزرگواراني از اين دست به خوبي بازشناسي و معرفي شود آنگاه است که ما به پشتوانهاي عالي و بسيار فراتر از حماسه شاهنامهها خواهيم رسيد.