سخنان رهبر انقلاب چه در صحن جامع رضوي و چه در جمع مسئولان نظام درخصوص طرح هدفمندکردن يارانهها بر يک ضرورت معنادار تکيه داشت و آن دعوت به همکاري و همگرايي در اجراي لايحه مهم هدفمندکردن بود؛ دعوتي که گويا آنگونه که ميبايست فهم نشد تا از پس سخنان رهبري در مشهد، تاکيد دوباره و معنادار ايشان در جمع مسئولان نظام را رقم بزند. و اکنون بايد پذيرفت در اين شرايط مجلس با آزموني خطير دست و پنجه نرم مي کند.
اکنون همگان بر اهميت و حساسيت اجراي طرح هدفمندکردن يارانهها و نيز بر ضرورت اجراي آن اذعان دارند و درست به خاطر همين حساسيتهاست که نميتوان بدون همدلي قوا پا در حوزه اجرا گذاشت. بيشترين آسيبي که اجراي اين طرح ميتواند متوجه کشور کند، نه به واسطه طول زمان اجراي آن که به واسطه فقدان اراده مشترک قوا و تزريق ترس و نگراني و التهاب در جامعه است. البته طول زمان متغير مهمي است اما در شرايطي که قوا با هم بر سر لايحهاي با اين عظمت در جدال مداوم باشند، هيچ يک نتيجه و تبعات اجراي آن را نخواهند پذيرفت و اجرا چه با اسلوب بلندمدت و چه کوتاهمدت قطعا به ضرر کشور خواهد بود و اين دقيقا همان واقعيتي است که مي توان در پس موضع روشن رهبري ديد.
اگر از لجاجتها و سياسيکاريهايي که بر سر اقتصاد آوار ميشوند بگذريم، مفهوم همکاري روشن خواهد شد. رهبر انقلاب ميتوانستند مصوبه مجلس را پايان حرف و حديثها قرار دهند و اجراي قاطعانه توسط دولت را خواستار شوند. ايشان ميتوانستند بگويند کار کارشناسي تمام شده و اکنون عذري از سوي دولت پذيرفته نيست؛ اما نه تنها چنين نکردند، بلکه با صراحت فرمودند:«همكارى كنيد، كمك كنيد و براى آن كسى كه در وسط ميدان اجراء قرار دارد، تسهيلات فراهم كنيد.»
سخنان ايشان البته به معني تبيعيت بي چون و چراي مجلس از نقطه نظرات دولت نبوده و نيست؛ چه آنکه ايشان نيز در سخنانشان اختلافنظرها را طبيعي دانستهاند، اما آنچه مورد نظر بود همان چيزي است که با عنوان همکاري و همگرايي ميشناسيم؛ ضرورتي که متاسفانه ظاهرا حتي اراده آن نيز در ميان برخي چهرههاي صاحب نفوذ مجلس شوراي اسلامي وجود ندارد.
اطاعت از ولايت در شرايطي که نقطه نظرات بديل يکديگرند، معني چنداني پيدا نمي کند. ولايتمداري آنگاه معنا دارد که نظر در سويه مقابل ديدگاه ولي قرار بگيرد. اينجاست که مي توان عيار مدعاي ولايتمداران را سنجيد و ميزان تمکينشان به امر رهبري را دريافت.
طي اين روزها رهبر انقلاب تاکيد کردند که دولت در وسط ميدان اجراست و بايد با دولت همکاري صورت پذيرد و البته دولت هم بايد رأي نهايي را قبول کند. ايشان براي اينکه حجت بر همه تمام شده باشد، مجددا فرمودند:«من توصيهى مؤكد دارم به همكارى دستگاههاى سهگانه و قواى سهگانه.» به نظر سخنان رهبري کاملا روشن است. قطعا از اصرار بر يک موضع ثابت همکاري حاصل نمي شود.
در اين ميان اما مواضع برخي چهرههاي مجلس شورا محل توجه بود. رياست مجلس که از همان آغاز و حتي بعد از سخنان رهبر انقلاب در صحن جامع رضوي کار را پايان يافته ميدانست، هرگونه تجديدنظر را غيرممکن تلقي ميکرد و حتي از جانب همه نمايندگان نيز در اين خصوص سخن ميگفت، در پاسخ نامه رييس جمهور از همان موضع گذشته سخن به ميان آورد و انگار از سر ناچاري و ناراحتي امري را پذيرفته باشد، نوشت:«عليايحال بنابر توصيه رهبر معظم انقلاب درجهت همكاري قوا با يكديگر، مجلس آمادگي دارد در اين زمينه در آغاز سال جديد نظرات كارشناسي دولت را مجددا بررسي كند و به خاطر اينكه اين مسير مجددا در بحثهاي غيرمستند غوطهور نشود خواهشمند است...»
در حالي که امضاي بسياري از نمايندگان مجلس پاي طرح دوفوريتي براي افزايش بودجه طرح تحول وجود دارد، کارگروهي که لاريجاني از آن سخن ميگفت با ترکيب غالب مخالفان دولت شکل گرفت. محمد رضا باهنر، احمد توکلي، الياس نادران و غلامرضا مصباحيمقدم چهار چهرهاي بودند که در فهرست 5 نفره کارگروه مشترک حضور يافتند.
در عين حال احمد توکلي که پيشتر با خطرناک خواندن قانون هدفمندکردن يارانهها عدم اجراي آن را به صلاح کشور دانسته بود، در ادامه مواضع متناقض خويش تصريح کرد:«عقل و منطق و سوگندها اقتضاء ميكند كه قانون هدفمندسازي يارانهها اجرا شود!» او همچنين ضمن تاکيد بر اينکه نمايندگان مجلس نميتوانند طرحي در اين زمينه ارائه کنند، ارائه يك لايحه اصلاحي از سوي دولت را نيز يك نوع لجاجت دانست و پيشبيني کرد که به احتمال زياد اين لجاجت مورد توجه مجلس قرار نگيرد!
اين همه و اظهارنظرهايي که صورت گرفته و مي گيرد نشان از آن دارد که عليرغم تاکيد رهبر انقلاب جرياني در مجلس اصولا علاقهاي به مفاهمه و همکاري ندارد. شايد اين البته ميتواند يادآور مواضع برخي نمايندگان مجلس هفتم در برابر توصيهها و سفارشهاي رهبري به مجلس درخصوص همکاري با دولت نهم نيز باشد. آنجا که عماد افروغ رييس کميسيون فرهنگي وقت مجلس شوراي اسلامي رهبر انقلاب را مصلحتانديش خوانده و گفت:«به نظر من مقام معظم رهبري مصلحتگراتر از امام راحل هستند و امام حقيقتگراتر بود و كمتر تعارف و رعايت مصلحت ميكردند!»
اکنون به نظر مجلس شوراي اسلامي ميبايست نسبتش را با توصيههاي رهبري شفاف کند و بار بر زمين مانده را به مقصد برساند.