سوالي از سوي مجري برنامه "ديروز، امروز، فردا" از ميهمانان شد که هيچ کدام پاسخ ندادند و مجري چند بار هم تأکيد کرد که من هنوز پاسخ اين سؤال را نگرفتم، لذا سؤال در اذهان عمومي بدون پاسخ ماند.
«چرا به رغم انحرافات بنيصدر، عدهي زيادي از مردم از او طرفداري ميکردند؟!»
طرفداري جمع کثيري از مردم از بنيصدر دلايل متفاوتي دارد که ذيلاً به اهمّ آنها اشاره ميشود:
الف- اگر چه مردم انقلاب کرده بودند، اما سطح آگاهي و بصيرت همهي مردم نسبت به همهي عرصههاي سياسي، به ويژه «دشمنشناسي» به حد لازم نبود. لذا از نقشهها و ترفندهاي سازمانها و تشکيلاتهايي چون: سيا، موساد، فراماسون و... و دستهاي داخلي آنان اطلاعي نداشتند و باور نميکردند که شخصي مانند بنيصدر، از 12 سال پيش از انقلاب، براي رياست جمهوري ايران ساخته شده بود و نيز همسفري افرادي چون او و قطبزاده و همراهي افرادي چون دکتر يزدي و... با امام در عزيمت به ايران سازماندهي شده بود و همچنين گمان ميکردند که احزابي چون: «جبههي ملي» و «نهضتآزادي» انقلابي و مسلمان و فقط کمي روشنفکر هستند.
ب- علت معروفيت بني صدر که سبب شناخته شدن او و پيروزياش در انتخابات رياست جمهوري شد، بحثهاي ساختگي با طرفداران انديشههاي مارکسيستي (حزب توده و...) و صاحبنظر نشان دادن خود در مباحث اقتصاد اسلامي بود.
در سالهاي اوليهي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، اغلب مردم پس از رژيم شاه که سقوط کرده بود، دشمني قويتر از انديشههاي مارکسيستي و گروههاي پيرو (مانند: توده، دمکرات، کومله، مارکسيسم اسلامي و...) نميشناختند و تا زماني که امام در مورد آنان واژهي «چپهاي آمريکايي» را در به کار برد، باورشان نميشد که به رغم ادعاهاي کمونيستي و سوسياليستي، بسياري از آنها وابسته به آمريکا هستند و ما بقي را نيز آمريکا تحريک و حمايت ميکند تا توجه مردم فقط به آن سمت جلب شود.
بني صدر طبق نقشهاي از پيش تبيين شده، با سران و شناخته شدگان انديشهي چپ در مجامع عمومي و حضور مردم در زمينه اصول اعتقادي يا اقصاد مباحثه ميکرد و در اين مباحثات پيروز هم ميشد. لذا مردم علاقمند و عاشق اسلام، وي را يکي از اسلام شناسان مدرن ميشناختند. در همان دوران بود که وي کتاب «توحيد» را نيز تأليف و منتشر کرد.
ج- در چنين شرايطي مردم باور نميکردند که او مخالف اسلام، تشيع و امام باشد و به خاطر اسلام، انقلاب اسلامي و امام از او طرفداري ميکردند. اما او اين طرفداري را به حساب شخص خودش ميگذاشت و براي «من»اش تبليغات ميکرد. تا جايي که امام به او متذکر شدند: «اگر امر واقع شود بين من و رسولالله (ص)، مردم رسولالله (ص) را انتخاب ميکنند و اگر امر واقع شود بين شما و اسلام، مردم اسلام را انتخاب ميکنند». يعني توجه کن که طرفداري مردم به خاطر اسلام و انقلاب است.
د- در زمان برگزاري اولين انتخابات رياست جمهوري ايران که سبب تثبيت بيشتر نظام جمهوري اسلامي ايران ميشد، هيچ رقيب شناخته شدهتري از بنيصدر وجود نداشت. با جوي که ساخته شده بود، امثال آيتالله شهيد بهشتي، آيتالله العظمي خامنهاي و... نميتوانستند و نميبايست که نامزد رياست جمهوري ميشدند. در مقابل او از جناح انقلابي، فقط آقاي «جلال الدين فارسي» بود. براي او نيز سندي آوردند که مادرش اهل افغانستان است و طبق قانون اساسي نميتواند نامزد انتخاباتي شود و او نيز حذف شد.
با توجه به ضعف فهرست نامزدها و ضرورت برگزاري انتخابات با صلابت، قدرت و حضور گستردهي مردم، امام (ره) بدين مضمون فرمودند که همه در انتخابات شرکت کنيد و به کسي که ميدانيد بيشتر رأي ميآورد، رأي دهيد تا اولين رئيس جمهور با رأي بالاي مردم رياست دولت و کشور را بر عهده بگيرد. لذا نه تنها همه شرکت کردند، بلکه مخالفين بنيصدر که عدهي آنها هم زياد بود، به وي رأي دادند.
ه- پس از پيروزي در انتخابات، او همهي 11 ميليون رأي را طرفداران خود قلمداد كرد و با سوء استفاده از قدرت و امکانات رياست جمهوري به تبليغ خود، مقابله با رقبا، تحريک مردم و در نهايت همکاري با گروهکهاي محارب پرداخت.
و- در زمان رياست جمهوري بنيصدر، مملکت درگير جنگ بود. امام «جنگ» را در رأس امور ميخواند. نيروهاي مذهبي و انقلابي چه در جبههها و چه در نهادها يا حتي خانهها، درگير مسائل جنگ بودند. از يک سو بنيصدر و ساير مخالفين انقلاب و امام از اين فرصت سوء استفاده ميکردند و از سوي ديگر عرصهي تبليغات و فرافکني براي آنها بيرقيب شده بود. لذا جوّ سياسي و تبليغاتي به دست آنها افتاده بود و به تک تازي ميپرداختند و به رغم آن که به همراه ساير مخالفين نظام و ولايت فقيه در اقليت بودند، با بوقهاي تبليغاتي، جنگ رواني مطبوعات زنجيرهاي داخلي و هم چنين حمايت و پشتيباني شبکههاي خارجي، خود را اکثريت نشان ميدادند. حال آن که اگر نه اکثريت، بلکه حتي اگر از کثرت مطلوب طرفدار نيز برخوردار بودند، يا باقي ميماندند و يا دست کم فتنههاي بزرگتري ايجاد ميکردند و انقلاب و کشور را با چالشهاي بيشتري مواجه ميساختند.
ز- پس از گذشت اندک مدتي، خيانتهاي بنيصدر نه تنها به اسلام و انقلاب اسلامي و امام، بلکه به جنگ، تماميت ارضي کشور و در نهايت همکاري خفتبار جاسوسانه با غرب و گروهکهاي وابسته آشکار شد تا آنجا که حتي آن دسته از مردم که بصيرت لازم برخوردار نبودند و گمان ميکردند او طرفدار اسلام، انقلاب و امام است نيز آگاه شدند و به مظلوميت امثال شهيد بهشتي و شهيد رجايي نيز پيبردند، اما به خاطر مصالح کشور و جنگ مجبور بودند مقابلهي جدي نکنند و زمينه را براي ايجاد تنشي که او به امر اربابان خارجي در پياش بود، مساعد ننمايند.
اما در نهايت، خيانتها و جنايتهاي او به حدي رسيد که تحمل بيشتر به صلاح کشور و انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران نبود. لذا مردم بهپاخاستند و هوشياري، مطالبه و حضور مردم، سبب شد تا مجلس به عدم کفايت و صلاحيت او رأي دهد و حضرت امام (ره) به استناد خواست مردم و رأي مجلس وي را عزل نمايد.
وي پس از انداختن مردم به جان هم، تضعيف نظام، شايعهپراکني، خيانت و در نهايت جنايات بيشمار که انفجار حزب جمهوري اسلامي ايران و شهادت 72 تن از مسئولين کشور (يا به تعبير حضرت امام: 72 تن و در رأسش سيد مظلوم»، با پوشش و آرايش زنانه و مخفي شدن در توالت يک هواپيماي نظامي، به همراه سر کردهي منافقين «مسعود رجوي» از ايران گريخت.